X
تبلیغات
قافله شهدا

قافله شهدا

ما هنوز شهادتي بي درد مي طلبيم غافل که شهادت را جز به اهل درد نمي دهند.

بزرگ مرد تاريخ

 
پيوندهاي روزانه
 
لوگوي دوستان
گنجينه احاديث

جستجو گر گوگل


موضوع: زندگی نامه شهدا

پاسدار اسلام شهید محمد اردکانی

فرزند:حسین

تاریخ ولادت :1339/2/9

تاریخ عروج:1359/8/3

محل عروج:اشنویه کردستان

نهم اردیبهشت ماه سال 1339خداوند به حاج حسین چهارمین فرزند را عطا کرد که نامش را محمد گذاشت.دوران خردسالی او در دامان طبیعت روستا و در جمع خانواده میگذشت.با رسیدن به سن و سال مدرسه در مهر ماه سال 1345 جهت تحصیل علم و دانش وارد مدرسه محقر روستا گردید.

دوران تحصیل او هم زمان با فعالیت اودرکنارپدرومادرسپری شد.دوران ابتدایی راکه تمام کردبه دلیل فقدان مدرسه راهنمایی درروستاوهمچنین نیازپدربه کمک نوجوان خود درروستا نتوانست ادامه تحصیل بدهد.

دوران نوجوانی او در کار و فعالیت خسستگی ناپذیر گذشت.بیشتراوقا ت در شهر اردکان و یزد و دوراز خانواده درتحصیل بخشی ازهزینه های خانواده کوششی مداوم ومجدانه داشت.درسالهای اوجگیری مبارزات مردم ایران محمدنوجوانی16-17ساله بودکه درکنارکاروفعالیت این زمان خوددراردکان ویزدگاهگاهی به جمع تظاهرکنندگان برعلیه رژیم می پیوست وهمراه باشرکت کنندگان شعارازادی وعدالت سرمی داد.دریکی ازاین تظاهرات محمدمورد تعقیب ماموران رژیم درخیابان ایرانشهر یزدقرارمی گیرداماوی بازیرکی هرچه تمامترپس ازدرگیری مختصربایکی ازماموران به یکی ازخانه های محل دراین خیابان پناه بردودرآنجامخفی می گردد.وی درسالهای آخرنوجوانی مادرش راازدست داد.فقدان مادرلطمه بسیاربزرگ روحی روانی برای او وخواهروبرادرنش درپی داشت.یک پس ازپیروزی انقلاب اسلامی بانزدیک شدن به سن وسال خدمت محمدخودرابه ژاندارمری به عنوان سربازاماده به خدمت معرفی می کندو به دنبال ان ازطرف ژاندارمری اردکان پس ازاعزام شدن به زابل دوران سربازی او شروع می شودازانجابه لشکر77خراسان عزیمت نموده وپس ازگذشت یک سال ازدوران خدمتش وبه دنبال شروع جنگ تحمیلی به صورت داوطلبانه به مناطق جنگی غرب اعزام شد.این بارمحل ادامه خدمتش منطقه عملیاتی کردستان درمنطقه اشنویه بود.محمد باشجاعت و اخلاص هر چه تمامتر دراین جبهه حاضر شدوبه دفاع از میهن اسلامی و مقابله با نیروهای ضدانقلاب و کومله پرداخت .بالاخره این عشق شهادت در سومین روز از آبان ماه سال 1359در یکی از روزهای نسبتاًسرد منطقه کردستان در پی درگیری مسلحانه با عناصر منحرف کومله و به دنبال اصابت تیر دشمن به سر او شربت شیرین شهادت را نوشید و به عنوان اولین شهیدجنگ تحمیلی در اردکان لقب گرفت.پیکر پاک سرباز رشید اسلام شهید محمد اردکانی پس از انتقال به حاجی آباد زرین در میان حضور انبوه مردم و مسئولین مرحوم آیت الله خاتمی(ره)و شهید حسینی (نماینده وقت مردم نائین و خورو بیابانک )به طرز باشکوهی تشییع ودر زادگاه خود به خاک سپرده شد.

                                                                               پيام شهيد:

                                                         پیروی ازولایت فقیه پیروی ازخداوند ورسول اوست

پاسدار اسلام شهيد عباس خدايی

فرزند :غلامرضا             تاریخ ولادت:2/4/1344

تاریخ عروج:11/8/1361   محل عروج:دهلران

 

در دومین روز از فصل گرم تابستان سال1344هجری شمسی به عنوان چهارمین فرزند خانواده غلامرضا خدایی پای به جمع صمیمی آنها گذارد.

ورود عباس به 7سالگی همزمان با شروع تحصیل وی در مهرماه سال1350 در مدرسه ابتدایی آبادی بود.دوران تحصیل او دورانی پراز نمایش ذوق و استعداد بود.خانواده او قدرت یادگیری وی را فوق العاده می دانستند وبه همین دلیل مطالب را در سر کلاس درس که توسط معلم تشریح می گردید به خاطر می سپرد و نیازی به مرور مکرر مطالب نداشت.پس از سپری کردن دوران ابتدایی جهت ادامه تحصیل به اردکان رفت.عباس نوجوانی صبور و آراسته به فضایل اخلاقی بود و همولایتی هایش در هنگام برخورد با او از حسن خلق وی لذت می بردند.

عباس در سالهای اولیه جنگ در حالی که تنها 16 سال بیشتر نداشت ودر کلاس سوم اقتصاد در دبیرستان فارابی مشغول به تحصیل بود به جبهه اعزام شد ودر عملیات رمضان شرکت کرد و از ناحیه پا مجروح گردید و مدتی را در بیمارستان بستری بود به طوری که حتی خانواده اش هم از قضیه اطلاعی نداشتند . در آخرین مرخصی خود جمله ای به مادر خود می گوید که وی را به گریه می اندازد عباس گفته بود :(اگر من هم وصیت نامه ام را نوشته بودم شهید می شدم) .

در آخرین اعزام وی به جبهه پدر عباس در سفر حج تمتع بود که پس از بازگشت یکی از آشنایان نامه ای به عباس نوشت واز او خواست که به دیدار پدرش بیاید عباس هم در جواب نامه ضمن اعلام خوشحالی از بازگشت پدر از سفر پر فیض حج زیارت پدر را به مرخصی بعد از عملیات محرم موکول می نماید. اما مرخصی وی هرگز محقق نشد و در دومین روزاز شروع عملیات محرم (11 آبان 61) توسط رژیم بعث عراق اسیر شده و در جاده برون مرزی بصره در حالی که از ناحیه پا مجروح شده بود همچون همنام خود سقای دشت کربلا ابوالفضل العباس با لب تشنه شهید شد اما پیکرش جاوید الاثر باقی ماند و پس از18 سال دوری  از وطن در 12 خرداد 79 همزمان با شهادت امام رضا (ع) در میان استقبال با شکوه مردم شهید پرور حاجی آباد در زادگاهش به خاک سپرده شد تا تربت پاک این پرستوی مجاهد محل تجدید بیعت جوانان و امت همیشه قهرمان با آرمان های شهدای عزیزمان باشد.

                                                                                      پيام شهيد:

                                                     {ای انقلاب عزیزماازخون ماسیراب شووبه ایستادن ادامه بده}

پاسدار اسلام شهیدمحمد رضاثقفی

فرزند :عزیز الله               تاریخ ولادت :4/8/1346

تاریخ عروج:5/12/1362     محل عروج:جفیر

 

در روستای کوچک و ییلاقی خنج از توابع خوروبیابانک در چهارمین روز از آبان سال 1346 در خانواده ای کوچک که به نور ایمان و اعتقاد به مکتب راستین تشیع آراسته بود نوزادی متولد شد. پس از تولد نامش را محمد رضا گذاشتند و قدوم مبارک او نشاط و سرور را در میان خانواده به ارمغان آورد.

محیط آزاد روستا پس از طلوع دل انگیز خورشید شاهد جست و خیزهای او در میان باغات و در دل کوهپایه های این روستای کوچک بود.مهرماه 1353 آغاز تحصیل محمد رضا در سنگر علم و دانش بود.تا سال پنجم ابتدایی را در این روستا و در دبستان کوچک آن سپری نمود .با عزیمت خانواده به شهر اردکان مقطع راهنمایی را در مدرسه راهنمایی اعلایی گذرانید .

با ورود وی به جمع محصلین دبیرستانی و در آن هنگام که تنها چند ماهی از سال اول دوره متوسطه او در دبیرستان شهید انصاری اردکان سپری می شد اشتیاق وی به عنوان دانش آموز داوطلب بسیجی جهت اعزام به جبهه به نهایت رسید.اونوجوانی بود که پس از پیروزی انقلاب و تشکیل محافل و مجالس مذهبی با شرکت فعالانه در آن ها حضوری موثردراین گونه مجالس داشت.محمد رضا نوجوانی سربه زیر متین با وقاروباحیا بود.خاطرات یکی از همرزمان شهید از شرم و حیای فراوان این نوجوان از روبرو شدن با خانمهای بی حجاب در شهر اهواز حکایت دارد .از نظر اخلاق ورفتار نیزدرمیان نوجوانان و دانش آموزان نمونه بود.ازویژگی های برجسته او اهمیت دادن به نماز های پنج گانه و حتی انجام نوافل بخصوص نماز شب بود.درحلول مدت کوتاه حیات خویش هیچ کس رفتاری غیراخلاقی از او مشاهده نکردچراکه محمد رضا راه صحیح انسانی و رفتار اسلامی رااز همان سال های اولیه خویش وجهه همت قرار داده بود.

شهید ثقفی درعملیات پدافندی خیبر به عنوان تک تیرانداز انجام وظیفه نمودودرهمین عملیات ودرپنجمین روزازاسفندماه سال 1362 به دنبال اصابت ترکش به دست وپاوقلب وی مرغ روحش پس از آزادی از قالب تن تاملکوت پرکشیدوازاین تاریخ آسمانی نام محمدرضا به عنوان یکی ازشهدای بزرگواردفاع مقدس جاودانه گردید.پیکرپاک دانش آموز بسیجی شهید محمدرضا ثقفی پس ازانتقال به شهرستان اردکان وپس از پروازبرفرازدستان مردم شهید پرور این دیاردرگلزارشهدای این شهر به خاک سپرده شد .

                                                                   پيام شهيد:

{من به راهی رفتم که راه امام حسین(ع)وائمه اطهاراست.راه علی اکبرهاوعلی اصغرهاوقاسم هاکه ماتمام آنهاراداریم}

پاسدار اسلام شهیدمحمد رضا خدایی

فرزند:الله داد           تاریخ ولادت:1347/8/2

تاریخ عروج:1362/12/13       محل عروج:جفیر

خانواده اش مدتی بودکه درتهران به سرمی بردند.دردومین روزازآبان ماه سال 1347شمسی بودکه خداوندنعمت بزرگ دیگری رابه خانواده الله دادعطاکردواین نعمت بزرگ چیزی نبودجزفرزندپسری که بعدازتولدنامش رامحمدگذاردند.تنهادوسال اززندگی محمدرضادرتهران گذشته بودکه خانواده اش به روستای حاجی آبادبرگشتند.مهرماه سال 53یک روزباشکوه درزندگی محمدرضابودزیراازهمین زمان دوران تحصیل وی دردبستان کوچک روستا شروع می شد.قبل ازانقلاب ودرسالهایی که 10سال بیشترنداشت باآوردن اعلامیه های حضرت امام به خانه ومخفی کردن آنهاشوروعلاقه خودرانسبت به رهبرعزیزش نشان می داد.محمدرضاپس ازسپری کردن دوران ابتدایی خودجهت ادامه تحصیل به اردکان آمد.

پس ازپیروزی انقلاب وتشکیل 20میلیونی به خیل عظیم بسیجیان پیوست وباحضورمداوم خویش درپایگاه بسیج جنت آباداردکان لحظه ای ازتلاش وفعالیت دراین نهادمقدس فروگذاری نکرد.وی نوجوانی پرتلاش صمیمی وورزشکاربود. درنوجوانی به ورزش کاراته علاقه زیادی داشت ودرکنارتحصیل به این ورزش می پرداخت.اوهمزمان باتحصیل وفعالیت ورزشی ازکمک به پدردریغ نمی کرد.

بااتمام دوره راهنمایی وشروع سال تحصیلی جدیدمحمدرضاهم مقطع بالاتررادردبیرستان شرف شروع کرد.هنوزیک ماه ازآغازبازگشایی مدارس نگذشته بودکه باثبت نام دربسیج برای دفاع ازمیهن اسلامی جهت آموزش یک ماهه به یزدوسپس کردستان اعزام شد.پس ازفراگیری فنون تاکتیکی ونظامی به جبهه جنوب واهوازاعزام شد ودرعملیات خیبربه عنوان کمک آرپیجی زن شرکت نمودوبلاخره درهمین عملیات به آرزوی دیرینه اش رسید.پیکرپاک نوجوان ترین شهیدحاجی آبادزرین باانتقال به اردکان وتحویل آن به خانواده محترمشان دراردکان برروی دستان مردم قدرشناس اردکان وحاجی آبادتشییع ودرگلزارشهدای این شهربه خاک سپرده شد. 

                                                                     پيام شهيد:

                     همیشه درهرکجاکه هستید حضوردرصحنه رافراموش نکنیدوپشتیبان ولایت فقیه باشید.

  

پاسدار اسلام شهیدمحمد رضاثقفی

فرزند:نظر               تاریخ ولادت:1346/1/1

تاریخ عروج:1363/11/21          محل عروج:شرق دجله

درفروردین ماه1346درمیان خانواده ای زحمتکش ازاهالی روستای حاجی آبادزرین نوزادی متولدگردیدکه اولین فرزنداین خانواده به شمارمی رفت. نامش رامحمدرضاگذاردند.محمدرضادرغیاب پدرش که جهت انجام کاربه تهران سفرمی کردودراوقاتی که مادرش سرگرم رسیدگی به امورخانه ومخصوصانگهداری خاهرکوچک اوبودمحمدرضاسعی می کردلحظات شیرین کودکی رابامادربزرگش سپری نماید.ازپنج سالگی فریضه نماز رااقامه می کرد.دراولین روزازمهرماه سال52وباورودبه سن7سالگی راهی دبستان روستاشد.باسپری شدن دوران ابتدایی محمدرضاراهی دیارغربت دراردکان جهت ادامه تحصیل درمقطع راهنمایی می گردد.وی تحصیلات خودراتاسوم دبیرستان ادامه می دهدودرهمین سال(63)باشورواشتیاق به عنوان دانش آموزبسیجی داوطلبانه راهی جبهه گردید.محمدرضادردوران نوجوانی پسری پرجنب وجوش وعلاقه مندبه امورمذهبی ودینی بود.ازنظراخلاق ورفتارنوجوانی بااخلاق ونیکوخصال محسوب می شدکه بیشترافرادی که باوی برخوردداشتندمجذوب اخلاق ورفتارنیکویش می گردیدند.درنمازهای جمعه وجماعت ونیزدرمراسم دعای کمیل زیارت عاشوراوادعیه های دیگراجتماعی شرکت فعالانه ای داشت.حضوراودرمراسم سوگواری اباعبدالله وهمراه بات نوحه های سوزناک باصدای خویش جلوه دیگری داشت تاآنجاکه به علت خوش صدابودن درمیان نوجوانان واهالی روستا به آهنگران مشهوربود.اوقرآن رانیز بالهنی نیکوودلنشین قرائت می نمود.دردوران حضوردرمیدان جنگ طی دومرحله به جبهه عزیمت نمود.اودردوران حضوردرجبهه مسئولیت تیربارچی راعهده داربودودرخط عملیات بااین مسئولیت شرکت سلحشورانه داشت.

سرانجام درعملیات بدر دریک روزقبل ازبرپاشدن ششمین سالگردپیروزی انقلاب اسلامی ایران یعنی21بهمن ماه سال63درمنطقه شرق دجله وبه دنبال اصابت ترکش خمپاره به سراوبه فیض عظیم شهادت نائل گشت وپیکرپاکش پس ازگذشت چندروزازشهادت پس ازتجلیل وتشییع باشکوه ازسوی مردم شهید پروراردکان درگلزارشهدای این شهر به خاک سپرده شد.

                                                                                پيام شهيد:

                                 نمازجماعت راترک نکنیدمساجدراخالی نگذاریدوبه خانواده شهدادلداری بدهيد

 

 

پاسدار اسلام شهیدغلامرضاخدایی

فرزند:عباس                تاریخ ولادت:1348/6/1

تاریخ عروج:1364/11/21     محل عروج:اروندرود

اولین روز ازشهریورماه سال1348شمسی لحظه تولدنوزادی درخانواده کوچک عباس خدایی درشهراردکان بود.پس ازولادت نامش راغلامرضاگذاردندودورانحیات اودراین شهرازهمین سال آغازگردید.آغازتحصیل اودردبستان طالقانی از

مهرماه1354آغازگردید.غلامرضاهنوزکودکی کم سن وسال بودکه به دردیتیمیمبتلاشدوباازدست دادن این نعمت درکودکی به سوگ نشست.

تحصیلات خویش راتااتمام دوران ابتدایی ادامه دادوپس ازآن جهت یاری رساندن به پدرخوددرامورمربوط به آسفالت کاری ازسنین نوجوانی همراه ویاوراوگردید.

وی دراین ایام مجدانه وفعالانه یاری رسان پدرخویش بودولحظه ای از کار وفعالیت درایام نوجوانی بازنایستادگرچه دراین راه دچارآسیب هاولطماتی درحین انجام این کارسخت وطاقت فرسامی گردید.

سالهابرهمین منوال سپری می گردیدوغلامرضاباکسب تجربه کاری ضمن افزایش مهارت خویش برروحیه مقاومت وایستادگی دربرابرمشکلات درطول زندگانی خویش پیوسته براخلاص ایمان وتدین اوافزوده می شد.

شرکت درمجالس مذهبی ودینی ازدیگرفعالیتهای شبانه روزی غلامرضادر کنارکارهای سخت روزانه بودکه اوباشوروشوق زایدالصوفی درآن مراسم روحیه بخش معنوی حضورمی یافت.همکاری بابسیج محله ازسنین 15-14سالگی غلامرضا آغازشدواوهرلحظه منتظررسیدن به 16سالگی بودتابتواند همچون دیگررزمندگان طعم حضوردرجبهه رابچشد.بارسیدن به سن 16سالگی مقدمات اعزام وی به جبهه ازطریق پایگاه وبه دنبال ثبت نام وکسب آموزشهای  لازم وسپس واردشدن نامش درلیست افراداعزامی فراهم گردید.پس از مدتی حضوردرجبهه های نبردواشتیاق داشتن به شهادت سرانجام درشب 22بهمن ماه سال64پس ازشرکت درعملیات پیروزمندانه والفجر8درمنطقه اروندرودبه خیل شهیدان راه حق پیوست اماپیکرمطهرش دراین عملیات جاویدالاثرگردید وپس ازگذشت10سال آثارونشانه های مطهری ازپیکراین نوجوان16 ساله که با موفقیت راه حضرت قاسم رادرکربلای ایران پیموده بود به آغوش وطن بازگشت وپس ازانجام مراسم تشییع باشکوه ازسوی مردم شهرستان اردکان و مسئولین این شهردرهفتمین روزمردادماه سال1374درگلزارشهدای این شهربه خاک سپرده شد.

                                                                 پيام شهيد:

درنمازجمعه هاکه ستون استواراسلام وجمهوری اسلامی است فعالانه شرکت نماییدودرمقابل منافقان وکوردلانی که هرروزدرشهرهای بزرگ باانفجارات می خواهندرعب ووحشت دربین امت اسلام بیفکنندباآنهاقاطعانه برخوردنماییدوآنهارابه سزای اعمال زشت وپلیدشان برسانید

 

پاسدار اسلام شهیدسیدمصطفی خدایی

فرزند:سیدغفور                 تاریخ ولادت:1344/7/1

تاریخ عروج:1364/11/12   محل عروج:ام الرصاص

شهیدسیدمصطفی خدایی به عنوان فرزنددوم خانواده دراولین روزازمهرماه سال

1344شمسی درخانواده ای مذهبی ومتدین ازسلاله پاک نبی اکرم(ص)پابه عرصه وجودنهاد.شغل پدرش دامپروری بودومقتضیات شغل پدرمصطفی راازسنین پایین بامحیط آزادو روحیه پرورصحراآشناساخت.روحیه آزاد منشی استقلال واتکا به خداوندرادراوباورساخت.اولین روزازمهرماه1350 شمسی روستای کویری حاجی آبادخاطرات ورود مصطفی به مدرسه گلین وقدیمیش رابه خاطردارد.کمک ویاری رساندن به پدرو مادر همزمان باتحصیل درمدرسه روستا نشان ازخستگی ناپذیری واحترام وی به والدینش داشت.اتمام تحصیلات ابتدایی فقدان مدرسه راهنمایی درروستاومهمترازهمه شوق و علاقه مصطفی به ادامه تحصیلات وادارکردتا به اردکان برود.اوسه سال راهنمایی رادرمدرسه راهنمایی سعدی باموفقیت پشت سرگذارد.شایدتلخ ترین خاطره این دوران اوازدست دادن مادرش ویتیم شدن اوبود.محرومیت مصطفی ازنعمت مادروتشدیدمشکلات مانع ازادامه تحصیل اونشد. هرچنددوران دبیرستان اوبامرارتهای بیشتروخانه به دوشی همراه بود.چراکه وی دوسال ازدوران تحصیل خودرادردبیرستانی درانارک ودوسال آخراین مقطع رادردبیرستان فارابی اردکان گذرانید اماعلیرغم این سختی هاباکوشش فراوان وتوکل به خدای متعال سرانجام موفق به اخذدیپلم بامدرک عالی گردید. روحیه شهادت طلبی وی باعث شدتااودرابتدای جوانی خویش باعضویت در بسیج به صورت داوطلبانه  ازسپاه به عنوان یکی ازنیروهای موثرتیپ الغدیر عازم جبهه شود.اودرعملیات فرمانده دسته مسئولیت بود.درطی حضورش درخط مقدم جبهه براثراصابت ترکش به پاوپهلوی راستش مجروح وجهت مداوابه بیمارستان اردکان انتقال یافت وبعدازبیست روز استراحت باردیگرعازم جبهه گشت.اودرطول حضوردرمیدان نبرد6-5مرتبه به جبهه اعزام گردید.آخرین باری که به جبهه رفت سال1364شمسی بود.دراین اعزام آخرینش شوروشوق اوبه شهادت ازدفعه های قبلی بیشتربودودرهمه مناجاتهایش باخدادرخواست شهادت داشت تااینکه سرانجام به آرزوی دیرینه خوددرسن20سالگی رسید.درعملیات والفجر8درمنطقه فاو-ام الرصاص پس ازمشاهده صحنه مجروح شدن یکی ازافراددسته خودجهت کمک ورساندن اوبه پشت جبهه اقدام نمودومشغول یاری رساندن به همرزم مجروح خویش بودکه ازناحیه راست سرهدف اصابت تیردشمن قرارگرفت ودرتاریخ1364/11/12به شهادت رسید.پیکراوبه دلیل پاتک شدیددشمن درمنطقه جاماندوپس از11سال سرانجام درتاریخ1375/8/4به زادگاهش انتقال یافت ودرمیان مردم تشییع شدو درضلع شرقی حسینیه چهارده معصوم این دیار به خاک سپرده شد.

                                                                    پيام شهيد:

جنازه ام رابازگذاریدتاهریک ازدوستان ورفقایم ببینندوبدانندکه خداوندچگونه دوستانش وعزیزش راتحویل می گیرد

 

پاسدار اسلام شهید حسین ثقفی

فرزند:رحمت الله               تاریخ ولادت:1347/11/2

تاریخ عروج:1365/10/19     محل عروج:شلمچه

شهیدحسین ثقفی دردوم بهمن سال1347دراردکان به دنیا آمدوباعث مسرت وخوشحالی خانواده اش گردید.حسین همبازی برادرش محمددردوران طفلیت وخردسالی بود.

دراوان کودکی به دنبال اقتضای سنی راهی دبستان شدوباشوروعلاقه ای وافردراین ایام به تحصیل همت گماشت.پس ازاتمام دوره ابتدایی جهت ادامه تحصیل درمدرسه راهنمایی حائریان ثبت نام نمود.درهمین ایام بود که دراوقات فراغت ازمدرسه به کمک پدرخویش درمغازه داری می پرداخت وبایاری رساندن به پدرومادردرجهت کسب رضایت آنها تلاش خودرابه کارمی گرفت. شرکت درمجالس ومحافل مذهبی بخشی دیگرازفعالیت های وی بود.ازهمین زمان بخصوص سال آخردوره راهنمایی عشق وعلاقه فراوانی به کسب علوم دینی ازخودنشان می دادوبراساس همین انگیزه بودکه پس ازاتمام مقطع راهنمایی باثبت نام درحوزه علمیه امام صادق اردکان به کسب معلومات دینی پرداخت.باشروع جنگ تحمیلی حسین هم درعملیاتهای مختلفی شرکت کردبه طوری که 21ماه سابقه حضوردرجبهه رادرکارنامه رزمندگی خودبه ثبت رسانید.پس ازچندین مرحله اعزام به جبهه سرانجام درعملیات کربلای5در19دی ماه سال 1365درمنطقه شلمچه(کانال ماهی)که به عنوان نیروی غواص انجام وظیفه می نمودپس ازاصابت ترکش به سروسینه اش به مقام عظمای نائل آمدودرسن18سالگی نامش دردفترشهادت ثبت وضبط گردید.پیکرخونین طلبه شهیدحسین ثقفی دراردکان تشییع ودرگلزارشهدابه خاک شهادت سپرده شد.

                                                                    پيام شهيد:

اماامت اسلام ماجوانانی راازدست دادیم که هریک استوانه ای برای دفاع ازاسلام بودندولی آنهاپروانه واردورشمه اسلام چرخیدندتاسوختندواکنون وجودآنهادرمیان ماخالی است.اسلحه آنهادرحال خاموش شدن وخودشان وراهشان درحال فراموش شدن است امانه آنهازنده خواهندبودوسلاحشان دردست امت اسلام گرم وآتشین خواهدماند

 

 

پاسدار اسلام شهید ستوان سید محمد تقی موسوی

فرزند:سیداسماعیل                    تاریخ ولادت:1/1/1340

تاریخ عروج:7/6/1374             محل عروج:پیرانشهر

دراولین روزاز بهارسال1340شمسی درخانواده ای کشاورزومتدین ازسلسله سادات موسوی منسوب به امام موسی کاظم ،در روستای حاجی آبادزرین نوزادپسری متولدگردیدکه نامش راسیدمحمدتقی گذاردند.بارسیدن به سن 7سالگی ،محمد تقی به تحصیل علم ودانش درتنها دبستان روستا مشغول شد.پس از سپری کردن دوران ابتدایی جهت ادامه تحصیل درمقاطع بالاتر راهی شهر اردکان وهمچنین دهستان مهرجان (ازتوابع خوروبیابانک)گردیدوتحصیلات خودرا تا سوم دبیرستان ادامه داد.سیدمحمدتقی نوجوانی بی ادعا، سربه زیرفشوخ طبع وبی ریا وبی آلایش بود.وی در ایام تحصیل ودراوقات فراغت به کمک پدرخویش درامردامداری وکشاورزی می پرداخت ودرواقع عصای دست پدر به حساب می آمد.

بارسیدن به سن وسال خدمت مقدس سربازی که همزمان با اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بود،جهت انجام خدمت به منطقه محروم چابهار اعزام گردید.پس از اتمام دوران سربازی در قالب نیروی داوطلب بسیجی 7مرتبه به جبهه اعزام شدودر عملیاتهای مختلفی شرکت کرد.(لازم به ذکراست در لحظه شهادت پسر دایی اش سید مصطفی خدایی شاهد پرپر شدن وی بود.) پس ازپذیرش قطعنامه سید محمد به جمع سبز پوشان سپاه پاسداران پیوست ودر تیپ مستقل 18 الغدیر یزد مشغول به خدمت شد ودرمأموریت  های مختلفی ازجمله،تعقیب وکسب اطلاعات ازقاچاقچیان سیاه کوه حاجی آباد وپاکسازی منطقه کردستان رابه خوبی انجام داد.ایشان جوان محجوب ودوست داشتنی بودکه تقریباً تمامی اهالی روستا وتمامی کسانی که وی رامی شناختند از اخلاق نیکووحسن برخوردش رضایت کامل داشتند.

سرانجام بسیجی مخلص وعاشق وطالب شهادت سیدمحمدتقی موسوی در سی وچهارمین سال زندگانی خویش درحین انجام مأموریت درکردستان درهفتم شهریور سال 74 براثرسانحه سقوط خودروجمعی ازپاسداران به دره های عمیق پیرانشهر،  سجل زندگانی خویش رابا شهادت به امضاءرسانید وبه خیل همرزمان شهیدش پیوست.

پیکرپاک این شهید عزیز پس ازانتقال به زادگاهش درمیان خیل انبوه جمعیت مشتاقی که برای آخرین وداع با دوست صمیمی خود به روستای حاجی آباد آمده بودند،تشییع وبه خاک سپرده شد.

                                                                    پيام شهيد:

اگربدنم رادربین مردم تشییع کنندوسرودست امت قهرمان بلندشوم باصدای رساوبلندفریادمی زنم که کفنم رابیاوریدتاباخون بدنم رنگین کنم وبرآن بنویسم(هیهات من الذله)(لااله الاالله)چنان که سرورم حسین(ع(درروزعاشورافرمودند:(هیهات من الذله(

 

پاسدار اسلام شهید سرهنگ امیر رضا خدایی

فرزند:عبد الرضا                      تاریخ ولادت :1/1/1337

تاریخ عروج:18/10/74               محل عروج:شیطور بافق

دراولین روزازفروردین ماه سال 1337 شمسی در خانواده ای متدین ومذهبی در روستای حاجی آباد زرین اردکان چشم به جهان گشود.مقطع ابتدایی را درمدرسه ابتدایی زادگاهش گذراندودوران راهنمایی ودبیرستان رابا موفقیت درشهرستان اردکان سپری نمود.

امیررضا همان سال دردانشگاه نیروی دریایی پذیرفته شداما نارضایتی خانواده به خصوص پدر ازخدمت پسرش در نظام شاهنشاهی سبب انصراف وی گردید.پس از منصرف شدن ازتحصیل درآن دانشگاه برای انجام خدمت مقدس سربازی به بیرجند وسپس به زاهدان اعزام گردید.دوران مقدس سربازی او همزمان با اوجگیری مبارزات مردم ایران اسلامی علیه رژیم ستمشاهی بود.حضورفعال امیررضا درراهپیمایی ها،فراراواز پادگان به دنبال صدور فرمان حضرت امام(ره)از نقاط عطف مبارزات او در دوران انقلاب اسلامی محسوب می شد.او پس از پیروزی انقلاب ایران درفعالیتهای مردمی و مراسمات مذهبی حضور فعالی داشت.

اودرسال 1361 با توجه به نیاز کمیته انقلاب اسلامی به جوانانی متعهد وانقلابی به عضویت رسمی این نهاد درآمد ومدت یک سال دراستان سیستان وبلوچستان به مبارزه مستقیم بااشراروسوداگران مرگ پرداخت ومدت سه سال نیز دردایره مبارزه با منکرات در شهرهای اردکان و میبد مشغول بود.امیررضا درهمین زمان مدتی رادر جبهه های جنگ گذراند.اونیز درتابستان پاسگاه ساغند جهت تسهیل درمبارزه با قاچاقچیان همکاری داشت.وی درهمان سال با درجه سرگردی به فرماندهی این پاسگاه منصوب گردیدودرطول چندسال خدمت،فعالیتهاوخدمات ارزنده ای درراه تأمین امنیت این منطقه حساس انجام داد.ازسال72تا74 به مدت دوسال به مأموریت کردستان اعزام گردید وپس از بازگشت از این منطقه مرزی،به سبب لیاقت با درجه سرهنگ دومی به سمت فرماندهی انتظامی شهرستان بافق منصوب گردید.به دنبال انتصاب وی به این سمت،رعب و وحشت زیادی دردل قاچاقچیان منطقه که به اقدامات موثر او در سرکوبی قاچاقچیان کویر آگاه بودند افتاد.آنها حتی برای کشتن این فرمانده دلیروشجاع جایزه تعیین نمودند.اوآنقدربه کارخویش عشق می ورزید که دربیشتر مأموریتها خود،حاضربودومسئولیت مستقیم مبارزه با قاچاقچیان راداشت وسرانجام دریکی از مأموریتها درحین تعقیب و گریزدر مبارزه با قاچاقچیان درجاده کویری شیطور بافق درهیجدهم دی ماه 1374 به درجه عظمای شهادت نائل گردید وبه خیل عظیم شهدا پیوست.پیکر پاک ومطهر وی پس از انتقال به اردکان،با تشییع باشکوه در گلزار شهدای اردکان به خاک سپرده شد.

                                                                               پيام شهيد:

                                                                 جهاددرراه خداازبرترین عبادت است


   نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388  توسط گمنام 



آخرين مطالب



مقام معظم رهبري

درباره ما ...
 
 
 
 
نويسندگان